تبليغاتX
نامه های سیاه


نامه های سیاه

 یا حق


من هر جه ميکشم همه از يک نگاه توست

اي کاش کور ميشدم ان لحظه ي نخست

گفتنند: اشک خاطره را پاک مي کند

طوفان گرفت در من و عشق تو را نشست

از بس که پشت نرده ي شب گريه کرده ام

احساس مي کنم که صدايم صداي توست

آخر چگونه مي شود اندوه خويش را

گنجاند در کسالت اين واژه هاي سست

ديگر براي زخم دلم کار ساز نيست

شعر اين هميشه خط زده ي گنگ نادرست

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 15:11 توسط رضا| |


Design By : Night Skin