نامه های سیاه
گوشي تلفن را بر مي دارم . شماره را با سرعت مي گيرم . آن طرف خط گوشي را بر مي دارند . صدايي نرم و لطيف كه شكي ندارم از آن يك زن است پاسخ مي دهد : بله ؟ بفرماييد . سكوت مي كنم . صداي زنانه و نازك دوباره مي گويد : بله ؟ الو ؟ آقا ... مي ترسم جواب بدهم . سكوتم را نمي شكنم . ناگهان صداي زنانه تبديل به صدايي زمخت ، گوش خراش و خش دار مي شود و فرياد مي كشد : جواب بده ... مي ترسم . ترس روي مغزم اثر مي كند و سكوتم ترك بر مي دارد . مي گويم : ببخشيد ... من ... مي خواستم ... صداي خش دار دوباره همان حالت گوش نواز اوليه را پيدا مي كند و صداي زنانه ي زيبا در گوشم مي گويد : مي دونم چي مي خواي . آدرس رو يادداشت كن ... به خودم مي آيم و تماس را قطع مي كنم . خوشحالم كه كار به آدرس نكشيد . خوشحالم كه قرار نيست صاحب صدا را ملاقات كنم . آشفته و مضطرب به اين سو و آن سوي اتاق مي روم . نمي دانم چه بايد بكنم . كم كم دارم آرام مي شوم كه تلفن زنگ مي زند . به سمت تلفن مي روم . شماره را مي خوانم : 666 لبخندي مي زنم و انگار كه منتظر تماس بوده باشم گوشي را به سرعت بر مي دارم . صداي زيباي زنانه مي گويد : ... پ . ن : اين تصوير مربوط به فيلم « Underground » است و صرفاً براي ياد آوري آن فيلم اينجا گذاشته شده و هرگونه شباهت تصوير به مضمون داستان كاملاً غير تصادفي و از روي عمد بوده است .
| Design By : Night Skin |


