نامه های سیاه
چیزی نمی خواهیم جز لقمه ای نان اما دیگر دیر شده است امروز هم کسی سراغ ما نیامد سر در گریبان اجیر کسی نشده/ به خانه برمی گردیم به خانه ای که دست خوش سایه های ناشناس است تا می آیم سراغ آیینه را بگیرم/ گم می شویم مثل جیک گنجشک در میان قارقار کلاغ های شهر آیا فردا هم روز خداست؟! شنبه ۲۵ آبان۱۳۷۸ صبح آذربایجان Sara: آی اسکد یو اف ایت ایز نات اوکی فور یو تو پوت یور نیم اند کامنت آن مای پست پی. اس(بلاگر) me: اند ديس چت ايز كاينده فوقالعاده! ار يو اوكي ويت پابليشينگ ديس اين ماي بلاگ؟
me: يس بادي
Sara: اند دید یو رسیو مای مسیج آن مسنجر ؟
لست نایت؟
me: نو مم!
me: ايت واز اوكي دير
Sara: جاست تل می، آی ام ریللی آوفول این ساچ سیچویشن
me: اند تنك يو تو ريفرنسينگ مي
Sara: سام هاو سام وان جاست لیو ا کامنت دیسکریتلی
me: حالام خفه شو غذا گير كرد تو گلوم بسكه احمقانه مي چتيم
Sara: اند ایتس ایدیت تو میک ایت پابلیک
me:[...] هركس قانون ابداع كرده
Sara: بات از آی واز پستینگ سووووو فست ؛ آی فورگات تو تینگ اباوت آل دیس
تینک
Sent at 1:42 PM on Wednesday
Sara: هو یور لانچ دیر
Sent at 1:44 PM on Wednesday
Sent at 1:49 PM on Wednesday
Sara: پابلیشین" وات؟
me: ديس!
Sara: دیس چت؟
از د وی ایت ایز ناو؟
me: ديس پلو، اور چت
الموست
Sara: اوکی, آی هو د کپی رایت اند آی گیو ایت تو اوری وان ویت آوت مای
پرمیشن
| Design By : Night Skin |


