تبليغاتX
نامه های سیاه


نامه های سیاه

یا حق

 

چیزی نمی خواهیم

جز لقمه ای نان

اما دیگر دیر شده است

امروز هم کسی سراغ ما نیامد

 

سر در گریبان

اجیر کسی نشده/ به خانه برمی گردیم

به خانه ای که

 دست خوش سایه های ناشناس است

 

تا می آیم سراغ آیینه را بگیرم/ گم می شویم

مثل جیک گنجشک

در میان قارقار کلاغ های شهر

آیا فردا هم روز خداست؟!

 

 

شنبه ۲۵ آبان۱۳۷۸

صبح آذربایجان

نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 18:57 توسط رضا| |

Sara: ‫کیوان دو یو هیر می؟‬
me: يس بادي
Sara: ‫اند دید یو رسیو مای مسیج آن مسنجر ؟‬
‫لست نایت؟‬
me: نو مم!

Sara: ‫آی اسکد یو اف ایت ایز نات اوکی فور یو تو پوت یور نیم اند کامنت آن مای پست پی. اس(بلاگر)‬
me: ايت واز اوكي دير
Sara: ‫جاست تل می، آی ام ریللی آوفول این ساچ سیچویشن‬
me: اند تنك يو تو ريفرنسينگ مي
Sara: ‫سام هاو سام وان جاست لیو ا کامنت دیسکریتلی‬
me: حالام خفه شو غذا گير كرد تو گلوم بسكه احمقانه مي چتيم
Sara: ‫اند ایتس ایدیت تو میک ایت پابلیک‬
me:[...] هركس قانون ابداع كرده
Sara: ‫بات از آی واز پستینگ سووووو فست ؛ آی فورگات تو تینگ اباوت آل دیس‬
‫تینک‬
Sent at 1:42 PM on Wednesday
Sara: ‫هو یور لانچ دیر‬
Sent at 1:44 PM on Wednesday

me: اند ديس چت ايز كاينده فوق‌العاده! ار يو اوكي ويت پابليشينگ ديس اين ماي بلاگ؟
Sent at 1:49 PM on Wednesday
Sara: ‫پابلیشین" وات؟‬
me: ديس!
Sara: ‫دیس چت؟‬
‫از د وی ایت ایز ناو؟‬
me: ديس پلو،‌ اور چت
الموست
Sara: ‫اوکی, آی هو د کپی رایت اند آی گیو ایت تو اوری وان ویت آوت مای‬
‫پرمیشن

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 18:12 توسط رضا| |


Design By : Night Skin