تبليغاتX
نامه های سیاه


نامه های سیاه

یا حق

 

سلام امید که دوستان خوب باشند

اول اینکه ممنونم از کامنتهای شما و دوم اینکه لطف کنید اسم و ادرس وبلاگتون رو در قسمت کامنت چاپ کنید تا لا اقل شما عزیزان رو بشناسیم

 

نوشته شده در شنبه سوم اسفند 1387ساعت 19:12 توسط رضا| |

 

 یا حق

این متن به دلم چسبید بر گرفته از یه وبلاگ هست امیدوارم شما هم لذت ببرید

تواین دور زمونه اگه میخوای موقع صحبت کردن سری تو سرا داشته باشی باید حداقل چند تا کلمه قلمبه

 سلمبه بلد باشی.هرچی تلفظش سخت تر باشه طرف مقابلت تو رو جدی تر میگیره اینجوری میفهمه

تو چقدر بارته! اصلا مهم نیست معنی کلمه ها رو بدونی فقط سعی کن از اونا استفاده کنی ! وقتی داری

 صحبت میکنی مثل این جو گرفته هایی که واسه اولین بار به استادیوم میرن وقتی میان خونه تا یک

هفته صداشون در نمیاد اونجوری صحبت کن.گردنت و کمی کج کن  بادستات بازی کن! به مثال های زیر

توجه کن:

مثلا اگه در باره امریکا صحبت میکنی بگو این امپریالیسم لعنتی چه ها که نمیکنه!اگه صحبت در باره

سیاست های اونه بگو ریس جمهر امریکا فقط یه مترسکه این لابی صیهونیستی که براش تصمیم

میگیرن!

اصلا مهم نیست تو بدونی لابی چیه!یا  اصلا امپر یالیسم یعنی چی؟

وقتی میبینی یکی هی داره از کشورش دفاع میکنه بگو طرف چقدرناسیونالیسته!


قتی در مورد سهمیه بندی بنزین صحبت میکنی بگو احمدی نژاد چقدر سوسیالیست بود که این کارو

کرد!

یه موقع دیدی اشغالا بیرون شهر جمع شدن بگو این اشغالا رو میبینی اینجا دپو شدن!میان بیرون شهر

دپو میکنن به اکولویست ضربه  میزنن!

زمانی واسه اینکه به همه نشون بدی که چقدر فرهنگی هستی  و از مدتا قبل به همه گفتی که قرار 2

ماه اینده بری نمایشگاه میتونی بگی قراره برم اکسپوزیسیون!

وقتی میبینی که حساب دو دوتا جیبش داره بگو طرف چه تفکرات اکونومیکی داره!

رفتن به باشگاه یوگاو اروبیک از جمله مسائلی هست که نشون میده که تو چقدر امروزی هستی!سعی

کن به طرق مختلف به دیگران بفهمونی یوگا کار میکنی!بگو مدی تیشن من خیلی بالاست!کافی رو یه

مساله ای فوکس کنم !رد خور نداره که همون چیزی میشه  که خودم میخوام!

 در اینجا من توجه شما رو به چند رفتار امروزی جلب میکنم!

هر جا میشینی از سیاست حرف بزن!این خیلی مهمه که شما از همه چی خبر داشته باشید!از اقتصاد

روز جهانی واینکه قیمت طلا نسبت به دیروز تو بازار جهانی چقدر بالا و پایین رفته!هی بگو تو بازار پول

نیست و مردم قدرت خرید ندارن!


تو صحبت کردنت اصلا کم نیار!اگه خدایی نکرده کم اوردی شروع کن به فحش دادن درباره وضع مملکت

هی بگو یادت بخیر شاه چه دورانی داشتیم !یک قرون میذاشتیم تو جیبمون شب وقتی میومدیم خونه از

 بس که خرید کرده بودیم باید با پا در وا می کردیم!

اگه یه بازی فوتبال نگاه میکنی از فوتبال هیچی حالیت نیست  نگرن نباش!یه خورده جو گیر شو دادو

بیداد کن به مربی بازیکن داور چند تا فحش اب دار بده به سیتم بازی گیر بده مهم نیست به چه دلیلی

فلان بازیکن بازی نمیکنه تا دقیقه اخر باید سوزنت رو اون گیر کرده باشه هی بگو اگه اون بود کار تموم

بود!شاید اخر بازی بفهمی اون امروز محرومه!

اگه با دوست دخترت  داری تو خیابون قدم میزنی  یه پسر دختری شبه خودتون میبینی که تو یه ماشین

مدل بالا نشستن دارن دور دور میکنن اصلا لازم نیست کم بیاری فوری بگو:این مدل هم خز شده زیر پای

 هر بابا ننه گدایی هست!

اگه با دوست پسرت  قرار میزاری سر ارایش کردن تو خونه گیر هستی نگرانی نداره که!میتونی جعبه

ارایشتو برداری بری تو دستشویی یکی از این پارکا خودت هفت قلم ارایش کنی وقتی خواستی بری

خونه دوباره تو همون دستشویی پاکش کنی!البته  شما دارید میرید بیرون تا زهرا دوست دوران دبستانتو

 ببینی!

یادت باشه تو فقط اهنگ های خارجی گوش میدی!ممکنه  تو هر روز فقط صدای قوقولی قوقول خروس

اصغرا رو بشنوی !اصلا مهم نیست! البه بسته به جوش میتونی بگی اهنگ های  بی کلام هم گوش

میدی!

اگه شما رو جو گرفت مجبور شدید به یه رستوران کلاس بالا  برید یهو منو غذایی جلوتون میذارن که تا به

سن خودت رسیدی  اسمشونو نشنیدی و نمی دونی که کدوم پیش غذاست کدوم دسر اصلا لازم

نیست مثل جعبه مداد رنگی رنگ عوض کنی واب دهن قورت بدی که سر گلوت گیر کنه!خیلی با کلاس و

رمانتیک به طرف مقابلت بگو هرچی تو انتخاب کردی من همونو میخورم عزیزم!فقط یادت باشه دستمال

به دور گردنت ببندی!

خلاصه دیگه اگه اینطوری صحبت و رفتار کنی جزو شهروندان درج یک و روشنفکر به حساب میای هر جا

بری تو رو کلی تحویل میگیرن همه میفهمن که تو چقدر اپ تو دیت هستی!

نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 20:45 توسط رضا| |

یا حق

 

خوب الحمدالله که مهمان رسمیت هم جور شد حالا واسه چی نمینویسی؟!

طرفت رییس دانشگاه بود و تو تنها اما اون روز بعد از اون جریان سر کار رفتی شیفت بعد ظهر بودی رییس

دانشگاه مدرک دکتری داشت اما دوست و همکارت تنها پنجم ابتدایی تموم کرده بود( آدمی در عالم خاکی نمیاید به دست       عالمی دیگر باید ساخت و از نو آدمی ) چقدر این بیت حضرت حافظ به دلم

میشینه

  وقتی باهاش درد دل کردی و کمی آروم شدی میدونی برگشت چی گفت!؟

درست یادمه بهم گفت رضا حق گرفتنیه پس حق تو بگیر

توی هیچ جایی ننوشته شده که مهمانی برای یک ترم ممنوع هست و تو با تمام وجود حقت رو گرفتی

بقولی پوزه یه دکتر رو به زمین مالیدی هر چند که باهات لج بکنه

 

تا کی میخوای به خودت دروغ بگی؟اه خسته نشدی اینقدر فیلم بازی کردی ؟خسته نشدی از بس تو

ایینه زل زدی؟خسته نشدی از بس نگاتو از دیگران دزدیدی؟خسته نشدی از بس سرتو پایین انداختی

تو تاریکی قدم زدی!ببین هر کی یه سرنوشتی داره !خب واسه تو هم اینجوریه!برو خدا رو شکر کن که

بد تر از این برات اتفاق نیفتاده!ببین! یه لحظه فکر کن!هیس ....

خوب ..اره همینه .. تو با این شرایط  کنار میای!اصلا اتفاق مهمی نیافتاده که این کارا رو میکنی!امروز

طرفای ساعت شش غروب به دوستات زنگ میزنی با هاشون قرار میزاری بری واسه خودت بگردی!

ناسلامتی از هفته اینده کلاسات شروع می شن!میدونی چی بپوشی!بزار فکر کنم .. این شلوار جین

جدید خریدی با اون پیراهن یاسی با کتونی مشکیت !بابا خوشتیپ !

خوب حالا بنویس از سر سطر

چی؟

ادامه متن های کوچیک رو میگم دیگه !

وای کلا فراموش کردم یعنی حوصله تایپ کردن رو ندارم خوب باشه مینویسم  

 من و خودم

 
 
من : به نظرت من آدم شلخته ای هستم ؟

خودم : خب ، نه دقیقن ...

من : یعنی واقعن ...

خودم : تو شلخته بودنت که شکی ندارم اما تو آدم بودنت ...

من : ...

و حقیقت

.. و حقیقت این نیست که هر کس به چیزی که لیاقت دارد خواهد رسید ، حقیقت  اینست که هرکس به چیزی که لیاقت دارد

رسیده است ...

پ.ن : خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی بی لیاقتی !

پ.ن 2 : دلم گرفته .... اساسی . 

پ.ن 3 : من که مطمئنم توی این خرماها کرم هست ، اما چشم بسته می خورم تا سر خودم رو شیره بمالم ! به قول یکی

 هیچی نیست که ... پروتئینه !


خانم مجری

مجری :  آقای دکتر میشه آدرس سایت رو بفرمایین تا شنوندگان هم استفاده کنن ؟!

کارشناس : بله . دبلیو دبلیو دبلیو دات ....

مجری : علاقه مندان این رو باید توی گوگل بنویسن دیگه ؟

کارشناس :  ....

پ . ن : این مکالمه رو صبح توی رادیو گوش می کردم . آرزو کردم کاش جای کارشناس بودم اون لحظه

 

نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 20:41 توسط رضا| |


Design By : Night Skin