اشتباهی شماره خونه یه خانم پیری رو گرفتم ، اومدم معذرت

خواهی کنم ،  گفت : علی جان تویی !  گفتم : ببخشید مادر

 اشتباه گرفتم ، باز گفت :  محمدجان تویی !  گفتم  :  نه مادر

جان اشتباه شده ببخشید ،

 اسم سوم  رو که گفت ، دلم شکست .  گفتم آره مادر جون ، خودمم

 زنگ زدم احوالتون رو بپرسم . اونقدر ذوق کرد که چشمام خیس شد .